روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه

حیات بشر ، حکایتگر ارتباط معنوی و شهودی وی با خالق یکتا  و معبود بی همتا است ؛ به گونه ای که به گفته «پلوتارک» مورخ مشهور" شاید بتوان آثاری از حیات و زندگی بشر بر روی کره خاکی یافت که از هر گونه تمدَن و نهادهای مدنی بی بهره بوده باشد ، ولی نمی توان اجتماع بشری و حیات آدمی بر روی کره زمین یافت که از پرسش ، عبادت و ارتباط فطری و شهودی و عرفانی و آیین مذهبی خالی باشد.

این اعتراف و این حقیقت گویای چند مطلب است ؛

یک : اینکه بشر نیاز به احساس وابستگی به منبع لایتناهی دارد و این احساس درونی او را وادار کرده است تا همیشه و همیشه نهادهای دینی و رفتارهای مذهبی و ارتباطات شهودی ، فطری و معنوی داشته باشد .

دوم : کارکرد این رابطه عرفانی و نیایش برای بشر است ، به گونه ای که راز درمانی امروزه یکی از قویترین و موثرترین راههای درمان ناهنجاری های روحی و عاطفی است . براساس همین کارکرد است که همیشه بشر در دستور کار خود نیایش ، عبادت و راز با خدا و معبود داشته است .

رفته رفته بشر در پیمودن راه نیایش و عبادت و با کمک وحی و تعالیم انبیاء بهترین و وثیقترین راه را در این زمینه یافته است. تا آنجا که تجلَی کامل آن در تعالیم نبیَ خاتم (ص) و سیره آن حضرت و ذریَه معصوم او می توان یافت.

خداوند تبارک و تعالی می فرماید :‌« الابذکر الله تطمئن القلوب » آگاه باشید که یاد و ذکر خدا و ارتباط با او آرام بخش دلها است .

 یا اینکه  می فرماید : «الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لاهم یحزنون» آگاه و بهوش باشید که دوستان خدا حزن و اندوه و ترس ندارند»

اولیاء‌ و دوستان خدا ، کسانی هستند که ارتباط معنوی ،‌شهودی و دورنی با خدا داشته و دائماً به یاد خدا بوده و با او راز و نیاز و پرستش دارند .

 از آنجا که نیایش ،‌وصل کردن دل به حقیقت بی پایان است ، طبعاً انسان خود را بی نیاز از همه تعلَقات دیده و به آرامش
می رسد . بنابراین کارکرد مهم نیایش ، پالایش درون و تخلیه از ناپاکی و زشتی و تجلَی به حق و درستی است.

حال باید دید چگونه و چطور باید ارتباط معنوی با خدا داشت و نیایش و عبادت کرد.  مصداق تام و بارز این حققت چیست؟

«صلوه» در لغت عرب به معنای دعا است و دعا یعنی خواندن ، مرتبط شدن . در فرهنگ اسلامی بهترین دعا و خواندن و خواستن و ارتباط معنوی برقرار کردن را «صلوه» گویند و در ترجمه فارسی آن نماز آورده اند . بنابراین نماز باید نیایش واقعی با کارکرد حقیقی باشد . در غیر اینصورت ، رفتاری است بی روح . بر این اساس خداوند عزیز در قرآن کریم ، بالاترین کارکرد را برای نماز آورده است و چنین  فرموده است :

« ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر» همانا نماز انسان را از ناپاکی و بدی باز می دارد.

 در این آیه شریفه خداوند با حرف تاکید مطلب را فرموده است.  پس تحقیقاً نمازی را که خداوند فرموده است ، عبادتی است که چنین کارکرد بی بدیلی دارد . لذا فرموده است در مواقعی که نمی توانید ارتباطی عمیق الهی و معنوی برقرار کنید. در حالت مستی و بی خبری از عالم روحانی ، نزدیک نماز نشوید . در فرهنگ قرآنی نمازی که با حقیقت باشد توصیه شده و انسان را به آن فرا می خواند  ،‌ نه نمازی که بی روح  و بی حقیقت است که گاهی نه اینکه بازدارنده از ناپاکی نیست ؛ بلکه خود منکر است ؛چه آنکه خداوند فرمود : «ویل للمصلین الذین هم فی صلوتهم ساهون » وای بر اشخاصی که نماز شان و عبادتشان فقط ظاهر است و باطن و حقیقتی و کارکردی ندارد . پس چه راهی برای پالایش درون بهتر از نیایش با معنویت بوده و چه نیایشی بالاتر از ارتباط مستقیم با خالق یکتا است  که همان نماز باشد .

طبیعی است که افرادی اگر حقیقت نماز را نچشند و کارکرد آن را نیابند ، جذب نماز نشده و به آن روی نمی آورند ؛ پس باید نیایش ، پالایش آور بوده و نماز باز دارنده از ناپاکی و بدی باشد.

والسلام علی عبادالله الصالحین 

عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه – دکتر محمود قیوم زاده

| یکشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٠ | ٩:٢٧ ‎ق.ظ | روابط عمومی نظرات () |

Design By : shotSkin.com